|
فارغ التحصیل رشته مهندسی برق - مخابرات هستم و در حال حاضر تدریس در آموزشگاههای کنکور پیشه موقت من است . اما " حضور " مجالی است برای پرداختن به دغدغه های ادبی ، هنری و از همه مهمتر حسی و اعتقادی ام . تا چه مقبول افتد و چه در نظر آید
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
بهمن 1386
آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 جستجو
پیوندها
چند قدمی با اندیشه و خیال
شمیم عشق راز نو خروسك بارباماما فرياد زير آب علیرضا به تماشای آبهای سپید :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
حضور
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست.....که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست معرفی کتاب
این سرگذشت یک خانواده است و چون شبحی در آن وجود دارد ، می توانید آن را داستان ارواح بنامید ! به هر روی ، داستان هر خانواده ای یک داستان ارواح است . رفتگان پس از مرگشان همیشه سر میزهای ما حضور دارند.! بخش هايی از "يک روز بيشتر" بیان داستان آنانی که از دست داده ای به ما کمک می کند هرگز آنان را واقعا ار دست ندهیم . مادرم جایی میان این دنیا و دنیای بعدی " یک روز دیگر " به من داد. روزی که به شدت آن را می خواستم و آنچه برای شما تعریف کردم به من گفت . ووقتی مادر چیزی را بگوید ، باورش می کنم.! ( مادر ) یک بار مرا آزمود : چه چیز سبب ایجاد پژواک صدا می شود ؟ پایداری صدا پس از باز ایستادن منشا آن چه وقت می توانی " پژواک " را بشنوی ؟ وقتی همه جا ساکت است و سر وصدای دیگری فرو نشسته است. وقتی سکوت است . هنوز در سکوت ، قادرم پژواک مادرم را بشنوم! حالا از این که می خواستم خودم را از بین ببرم شرمسارم ! زندگی ارزشمند است . کسی نبود با من حرف بزند و نا امیدی ام را از بین ببرد و آن اشتباه بود. نباید از آدمها دوری کنی . باید بگذاری به قلب تو راه پیدا کنند . نام کتاب : يک روز بيشتر نويسنده : ميچ آلبوم مترجم : صديقه ابراهيمی ( فخار ) ويراستار : علی ابوطالبی نوبت چاپ : اول سال چاپ : 1386 انتشارات نسل نو انديش میچ آلبوم ، نویسنده 49 ساله آمریکایی که سال گذشته اثر شاهکار او " سه شنبه ها با موری " را به شما معرفی کرده بودم در سال 2006 با نوشتن " یک روز بیشتر " سه گانه اش در باره مرگ و زندگی را کامل کرد . مسیری که با اثر فوق العاده زیبای " سه شنبه ها با موری " آغاز شد ، با داستان لطیف " 5 نفری که در بهشت ملاقات می کنید " ادامه یافت و داستان اثر گذار " یک روز بیشتر " به نظر نقطه پایان آن می رسد ! آنچه بیش از هر چیز دیگر در هر سه اثر نویسنده خود نمایی میکند ، توانایی بالای او در خلق حس و حال کاملا واقعی داستان است . به طوری که هر خواننده ای می تواند به راحتی تصویر تک تک صحنه ها و اتفاقات داستان را درذهن خود مجسم کند و تمام وقایع را کاملا حس کند . ضمن اینکه تمام سعی خود را در انتقال یک پیام بسیار مهم کرده : باید قدر تمام لحظات زندگی را به خوبی دانست ، و انصافا بسیار موفق هم بوده ! به بهانه معرفی جدیدترین نوشته " میچ آلبوم " همه همراهان جدی و اهل کتاب را به مطالعه هر سه اثر این نویسنده توانا دعوت می کنم .
کالبد شکافی یک رویداد
رشوه ، آری يا نه ؟؟!! اين روزها هر جا که ميرم با نگاهها و حرف های شوخی و جدی مختلفی روبرو ميشم که موضوع همه اونها يک مسئله داغ روز است : " رشوه گرفتن داوران فوتبال " .!!! و تقريبا مجبورم هر روز کلی حرف بزنم و در دفاع از جامعه داوری بيانيه صادر کنم . با تمام اين اوصاف ، اصلا قصد نداشتم بحث رو به " حضور " بکشونم . چون مقوله ای است کاملا تخصصی و البته خارج از حوصله مخاطبان عزيز .! اما بعد از صحبتی که با دوست بزرگوارم " سيامک قاسمی " عزيز از ديدگاه عموم فوتبالدوستان که از دور نظاره گر اين بحث ها و مجادلات هستند داشتم ، تصميم گرفتم برای روشن شدن افکار عمومی مطالبی رو به عرض برسونم که در ادامه از نظر می گذرد : شايد خيلی از شماها در اين چند روز مصاحبه های مسئولين مختلف و آدمهای مرتبط با سيستم داوری فوتبال را پيگيری کرده و سوالات زيادی در ذهن داشته باشيد ! اما جالب است بدانيد که مشکل جناب آقای دکتر پرويز سيار که سالها در خارج از کشور تشريف داشتند ، با بعضی از داوران فوتبال ايران محدود به يکی ، دوسال گذشته و بحث های رشوه گيری نيست !! آقای دکتر که در زمان قضاوت هم ، چهره مطرحی نبوده اند و بالاترين افتخار ايشان در داوری ، قضاوت مسابقه ای در رده دسته يکم باشگاههای تهران در سالهای قبل از انقلاب است که البته اين بازی نيمه تمام مانده و تعطيل شده ، آن هم در اواسط نيمه اول ! متاسفانه چند سال پيش به عنون کارشناس داوری به مطبوعات و از همه بدتر به صدا و سيما راه يافت . در همان زمان اظهار نظرهای مغرضانه و کاملا غير اصولی و حتی در مواردی مغاير با قوانين بازی فوتبال از سوی آقای به ظاهر کارشناس ، موجب آزردگی خاطر جمعی از داوران فعال فوتبال کشور در آن مقطع گرديد و بعضا به مناظره در مطبوعات ورزشی کشيده شد ! سال گذشته با خارج کردن يکی از داوران مطرح فوتبال کشور از ليست داوران بين المللی ، اين آتش زير خاکستر بار ديگر روشن شد و بهانه های واهی که هيچگاه سند و مدرکی برای آنها ارائه نشد از سوی آقايان مطرح گرديد . اما با بازگشت همان داوری که بيش از يک سال از تمام ميادين ورزشی دور مانده بود به مستطيل سبز آن هم با رای حراست سازمان تربيت بدنی و دستور مستقيم رياست اين سازمان، عده ای برآشفتند که چرا فلانی برگشته ؟! وما چنين خواهيم کرد و چنان . که در اين بين مشاجره هايی رخ داد و خط ونشان هايی هم کشيده شد ! در چنين اوضاعی ، يکی از داوران بين المللی که در حال حاضر جزو داوران فعال فوتبال کشور قرار دارد ، به منظور ختم غائله با آقای دکتر سيار گفتگوی کوتاهی انجام ميدهد مبنی بر اينکه : (( جناب آقای دکتر ، صحبت ها و موضع گيری امروز شما نه از روی دلسوزی که بيشتر به دليل غرض ورزی و تسويه حساب است ! در غير اينصورت اگر واقعا دلسوز جامعه داوری هستيد و به قول خودتان هدفتان جدا کردن سيب های گنديده از سيب های سرخ سبد است بايد به جای راه انداختن جنجال رسانه ای با دقت و جديت بيشتر و در عين حال از طريق مبادی ذيربط اين مسئله را پيگيری کنيد ، به خاطر اينکه : گر حکم شود که مست گيرند در شهر هر آنکه هست گيرند )) حالا اين چند کلمه حرف حساب تبديل شده به تمام دلايل و اسناد و مدارکی که جناب آقای سيار اعلام کرده يک داور بين المللی که از همه چيز خبر دارد به من گفته اين مسئله وجود دارد و او هم بايد شهادت بدهد .! طبيعی است کسی هم که چنين حرفی را نزده ، صحبت ها را تکذيب می کند . کاری که همان داور بين المللی انجام داد . البته مطالبی که از نظر گذشت ، گوشه ای از اتفاقات رخ داده در داوری فوتبال ايران طی چند سال اخير بود که برای قضاوت بهتر شما همراهان گرامی بدان اشاره شد ، و من هم مثل همه مردم علاقمند هستم که اگر فسادی در اين زمينه وجود دارد ، ريشه کن شود و اگر هم تهمت و افترايی بيش نيست از تک تک داورانی که به آنان توهين شده اعاده حيثيت شود . بد نيست بدانيد کسانی که از سوی آقای به ظاهر کارشناس مورد تهمت واقع شده اند به طور جداگانه به محاکم قضايی شکايت کرده اند . ضمن آنکه ظرف چند روز آينده هم مسئول کميته داوران فوتبال ايران به نيابت تعدادی از داوران سرشناس کشور شکايتی عليه دکتر سيار مطرح خواهد کرد!!! هم چنين رياست سازمان تربيت بدنی به حمايت از داوران پرداخته اند. به اميد روزی که هيچ انسانی به خود اجازه ندهد تا به راحتی و با وقاحت تمام با آبروی ديگران بازی کند .
مجموعه داستانهای کوتاه
عجايب هفت گانه از يک گروه دانش آموز خواستند اسامی (( عجایب هفت گانه )) را بنويسند . عليرغم اختلاف نظر ها ، اکثرا اينها را جزو عجایب هفتگانه نام بردند : 1- اهرام مصر 2- تاج محل 3- دره بزرگ ( به گران کانيون در آمريکا ) 4- کانال پاناما 5- ساختمان امپاير استيت 6- کليسای پطروس مقدس 7- ديوار بزرگ چين آموزگار هنگام جمع کردن نوشته های دانش آموزان ، متوجه شد که يکی از آنها هنوز کارش را تمام نکرده است . از دخترک پرسيد که آيا مشکلی دارد . و دختر جواب داد : (( بله کمی مشکل دارم ، چون تعداد شگفتی ها خيلی زياد است و نمی دانم کدام را بنويسم .)) آموزگار گفت : (( آنهايی را که نوشته ای نام ببر شايد ما هم بتوانيم کمک کنيم .)) دخترک با ترديد چنين خواند : به نظر من (( عجايب هفتگانه دنيا )) عبارتند از : 1- ديدن 2- شنيدن 3- لمس کردن ( يا نوازش کردن ) 4- چشيدن 5- احساس کردن 6- خنديدن 7- دوست داشتن اتاق در چنان سکوتی فرو رفت که حتی صدای زمين افتادن سنجاق شنيده می شد .! آن چيزهايی که به نظرمان ساده و معمولی می رسند ، آنها را نا ديده و دست کم می گيريم ، حقيقتا شگفت انگيزند !!! با ملايمت به يادمان می آورند که با ارزش ترين چيزهای زندگی ساخته دست انسان نيستند و آنها را نمی توان خريد. آن قدر خود را مشغول نکنيد که بی توجه از کنارشان بگذريد.
به بهانه روز بزرگداشت مقام معلم هنوز خاطره قشنگ اولين روز معلم و هديه دادن به معلم خوب و مهربون کلاس اولم " خانم محمدی " رو فراموش نکردم .قطعا اون روز نمی دونستم روز معلم يعنی چی و هديه دادن به معلم چقدر با ارزشه !! يادمه چند شاخه گل و يه هديه کوچيک که مادرم کادو کرده بود ، اولين هديه ای بود که به اولين معلمم دادم . تا کلاس پنجم روال همين بود . اما وقتی رفتم راهنمايی يه مقدار موضوع فرق کرد ! برای رسيدن روز معلم لحظه شماری می کردم و دوست داشتم زودتر 12 ارديبهشت بشه و من بهترين هديه رو به دوست داشتنی ترين دبيرم بدم ! کلاس دوم و سوم راهنمايی يه دبير رياضی داشتيم به نام " آقای شعبانی " ، يادمه برام خيلی مهم بود که هديه آقا شعبانی بهتر و با ارزش تر از کادوی بقيه دبيرانم باشه . ! با ورود به دبيرستان و بزرگتر شدن بچه ها ، هديه دادن به دبيران يه کم سخت شده بود ! چون همه بچه ها اين کار رو نمی کردن و حتی بعضی ها ، کسانی رو که به معلم ها هديه می دادن مسخره می کردند . ولی من باز هم سعی بر تجليل و قدردانی از معلمانم داشتم و در تمام سالهای دبيرستان به عنوان نماينده دانش آموزان ، مسئول برگزاری مراسم بزرگداشت معلمان و تقدير از اونها بودم . و اما امروز ... چندين سال پيش وقتی به طور کاملا اتفاقی وارد عرصه آموزش شدم اصلا فکر نمی کردم روزی برسه که يک sms تبريک روز معلم اينقدر خوشحالم کنه ! در تمام اين سالهايی که در پايه های مختلف دبيرستان و همچنين آموزشگاههای کنکور مشغول تدريس بودم ، به خاطر تفاوت سنی کمی که با شاگردانم داشتم ، کلاسهام فقط کلاس فيزيک و رياضی و کامپيوتر نبوده ! بلکه هميشه سعی کردم با انتقال تجربياتم و ايجاد فضای گفتگو در کلاس ، چيزهايی به بچه ها ياد بدم که برای هميشه و حتی بعد از دوران درس و دانشگاه براشون يادگاری بمونه ! الان که هشت ، نه سال سابقه تدريس دارم ، دوستان خيلی خوبی دارم که شاگردان ديروز بودند و ياران امروز ! جالب تر اينکه خيلی از اونها دانشجوی رشته های مهندسی هستند و عده ای هم با مدرک فوق ديپلم و ليسانس از دانشگاه فارق التحصيل شده اند ، اما هنوز هم با هم در ارتباط هستيم و در زمينه های مختلف با هم تبادل نظر می کنيم !! بدون اينکه به ياد روز معلم باشم ، ديروز و امروز عده ای از دوستانم و همين طور چند تا از شاگردان قديمی با sms روز معلم رو به من تبريک گفتند و اين کارشون خيلی خوشحالم کرد و برای من بسيار ارزشمند بود . امروز با دريافت اين پيامها ، به ياد خاطره اولين روز معلم زندگيم افتادم ! بعد از گذشت بيست سال هنوز چهره " خانم محمدی " ( معلم کلاس اول دبستان ) وقتی که داشتم بهش هديه ميدادم رو فراموش نکردم و امروز خيلی خوب تونستم بفهمم که اون روز چه احساسی داشت !!! روز معلم بر تمامی معلمان و زحمت کشان عرصه تعليم و تربيت مبارک
بررسی یک معضل اجتماعی
هر دم از اين باغ ، بری می رسد اگر حوادث و اخبار يک ماه گذشته را بررسی کرده باشيم ، نکات بسيار جالب و در عين حال تاسف باری در اين بين به چشم می خورد : ادامه سناريوی انرژی هسته ای و بحث تحريم ها ، بحران بنزين و در گيری دولت و مجلس بر سر عرضه بنزين با کارت هوشمند و يک سرگرمی جديد تحت عنوان مبارزه با بد حجابی ! چند روز پيش که برای يک ماموريت ورزشی به يکی از شهرهای بزرگ ايران سفر کرده بودم ، هر کس به من می رسيد از اوضاع و احوال پايتخت و مانور مبارزه با بد حجابی ميپرسيد و جالب تر اينکه در خيلی موارد اطلاعات بسيار دقيق و کاملی هم داشتند .!!! اول می خواستم درباره سفر و اماکن ديدنی شهری که رفته بودم مطلب جديدی بنويسم ولی بعد از کمی تامل و شنيدن وديدن اتفاقات مرتبط ، تصميم گرفتم از نگاه تازه ای به مقوله " مبارزه با بد حجابی " بپردازم !
در دوره و زمانه ای که ماهواره ، اينترنت ، سی دی ها و دی وی دی های مختلف و ... در دسترس همگان قرار دارد و هر قدر هم بنا بر کنترل و مبارزه با اين ابزار گذاشته شود ، باز هم خيل مشتاقان بی قرار از اين مواهب بی نصيب نخواهند ماند ، به نظر شما اقدامات انتظامی و حتی به قول آقايان " اقدام پيشگيرانه " درباره " حجاب " خنده دار نيست ؟! هر چند که " مبارزه با بد حجابی " عنوانی است که برای اين رفتار در نظر گرفته شده ولی در عمل از نوک پا تا فرق سر دختر وپسر و حتی افراد مسن تر مورد بررسی و باصطلاح تذکر قرار می گيرد ! ( ياد دهه شصت و مانورهای کميته و يکه تازی " حاجی بخشی ها " به خير ) عليرغم اينکه اعتقاد دارم بسياری از رفتارها و پوشش های جامعه امروز در شان يک ايرانی با سابقه فرهنگ و تمدنی غنی نيست ، ولی به نظر من پديده ای که فقط با تفکرات ، اعتقادات و از همه مهمتر فرهنگ تک تک افراد جامعه ارتباط مستقيم دارد ، به هيچ عنوان با برخورد آمرانه و اقدامات تامينی و انتظامی قابل اصلاح نخواهد بود !! مگر در زمان " رضا خان " با بحث کشف حجاب ، همه زنان ايرانی از حجاب خود گذشتند ؟!! حتی کسانی هم که زياد پايبند " حجاب " نبودند ، سعی در با حجاب نشان دادن خود داشتند ! فقط کافی بود احساس نياز کنند که بايد به نوعی مخالفت خود را با شرايط موجود نشان دهند .
اما سالها پس از " رضا خان " و اقدامات او که در کتابهای تاريخ از پليدی وزشتی آنها برای فرزاندانمان سخن می گوئيم ، دقيقا متوسل به زور شده ايم ، آن هم برای يک مقوله صد در صد فرهنگی ! جالب اينجاست که نامش را هم " ارشاد " می گذاريم .!!! در رعايت حجاب و حفظ موازين اخلاقی که در جامعه بيمار امروز اول از همه به سود دختران وزنان ايرانی است ، هيچ شکی وجود ندارد . اما اگر قصد داريم به قول معروف پيشگيری و ارشاد کنيم ، پس موثرترين راه ممکن ، فرهنگ سازی و ايجاد باورهای منطقی مبنی بر رعايت موارد فوق الذکر است . از طرفی انواع و اقسام تيپ ها ، ريش ها ، قيافه ها و موهای آنچنانی را از طريق رسانه ملی به همه مردم عرضه می کنيم و همين طور با نمايش برخوردهای نا مناسب و غير اصولی جوانان با خانواده هايشان ، خوراک فرهنگی صد در صد غلطی برای اقشار مختلف جامعه در نظر می گيريم و به بهانه اينکه مردم نياز به شاد بودن و خنديدن دارند ، با سر هم کردن و خلق جملات و آثار هجو بر پرده سينما ادامه دهنده راهی هستيم به ناکجا آباد و تاسف بارتر اينکه به فروش ميلياردی چنين آثاری افتخار هم می کنيم و دل خوش به آنيم که کار فرهنگی انجام داده ايم . ( صحبت من فقط درباره يک فيلم خاص نيست ! ) اما از طرف ديگر مبارزه با هر گونه رفتار به قول خودمان نا متعارف را در دستور کار مهم ترين ارگان برقرار کننده نظم و امنيت در جامعه قرار می دهيم ! آيا همه اين افسران ارشد و فرماندهان عاليرتبه نيروی انتظامی و همين طور افسران خانمی که آموزشهای تخصصی پليس را ديده اند ، کار حساس تر و مهم تری از اصلاح موی عده ای جوان بی هدف و بی انگيزه و يا پاک کردن آرايش خانم ها ندارند ؟؟!!!
مطمئن باشيد حجاب و عفافی که با ترس از نيروی انتظامی و بازداشت و جريمه رعايت شود ، نه تنها ارزشی ندارد بلکه در بلند مدت نتيجه ای بسيار وخيم به دنبال خواهد داشت که کمترين آن عدم اعتماد و رضايت مردم نسبت به پليس است ! و در عين حال خوراک تبليغاتی بسيار خوبی هم برای رسانه های بيگانه عليه کشور عزيزمان فراهم کرده ايم ! وبه عنوان حس ختام ، شايد اين بيت شعرگويای احساس درونی من از اتفاقات اخير باشد : ترسم آخر نرسی به کعبه ، ای اعرابی کاين ره که تو می روی به ترکستان است
عکسها : روزنامه اعتماد ملی
سینما در سال جدید
نگاهی به فيلم های اکران فروردين 86 برنامه نمايش سينماها از اواخر اسفند ماه 85 با اکران دو فيلم کمدی " مهمان " و " اخراجی ها " و نيز آخرين ساخته انسيه شاه حسينی ، " شب بخير فرمانده " آغاز شد و ظرفيت نمايش با اکران " خون بازی " از ابتدای سال جديد تکميل شد . ضمن آنکه نمايش فيلم خارجی " کينه " از سال قبل هم چنان ادامه پيدا کرد و " شعبده باز " هم از اول فروردين ، فيلم خارجی ديگری بود که روی پرده رفت . گزارش حاضر نگاهی است اجمالی به وضعيت فيلم ها و سينماها در فروردين 1386 . شب بخير فرمانده آخرين ساخته " انسيه شاه حسينی " که جزو فيلم های حاضر در جشنواره بيست وچهارم ( 1384 ) بود ، در يک زمان نا مناسب يعنی از اواسط اسفند ماه 1385 به روی پرده رفت و با در اختيار داشتن چند سالن سينمای محدود به نمايش خود ادامه داد و بدين ترتيب به يکی از فيلم های اکران نوروز 1386 تبديل شد . هر چند که ظاهرا از نظر ساختاری و موضوعی ، " شب بخير فرمانده " اثر قابل تاملی است اما با بی اعتنايی تماشاگران روبرو شد و در هفته آخر فروردين جای خود را به کمدی ديگری با نام " قلقلک " داد. مهمان اولين فيلم کمدی در نظر گرفته شده برای سال جديد ، تازه ترين ساخته " سعيد اسدی " بود . فيلمی که فقط به مدد استفاده از توانائيهای بازيگری چون " امين حيايی " و شوخی هايی کاملا سطحی سعی در خنداندن تماشاگر دارد ! ضمن آنکه در يکی ، دو هفته گذشته سی دی غير مجاز آن هم از طريق شبکه های زير زمينی وارد بازار شده و با يک فروش نسبی به کار خود ادامه می دهد . خون بازی قابل تامل ترين فيلم ايرانی اکران نوروزی ، ساخته هنرمندانه " رخشان بنی اعتماد " بود . داستان فيلم بسيار ساده است و عليرغم زمان نسبتا کوتاهش ( 75 دقيقه ) ريتم کند و خسته کننده ای دارد ، ولی نمی توان ارزشهای هنری اين اثر را ناديده گرفت ! بازی درخشان " باران کوثری " و خلق فضايی مناسب برای روايت داستان بواسطه فيلمبرداری بی رنگ " محمود کلاری " که دو سيمرغ بلورين هم از بيست و پنجمين جشنواره بين المللی فيلم فجر نصيب " خون بازی " کرده از نقاط قوت فيلم بشمار می رود . البته جوايز بهترين فيلمنامه و بهترين تدوين نيز به اين فيلم اختصاص داده شد ! به هر حال با تمام نقاط ضعف و قوت ، " خون بازی " فيلمی است که ارزش ديدن را دارد . اخراجی ها پرحاشيه ترين فيلم سال 85 و به احتمال زياد پرفروشترين فيلم سال 86 ، اولين ساخته سينمايی " مسعود ده نمکی " چهره نام آشنای عرصه های مختلف طی يک دهه اخير بود . " اخراجی ها " به مدد استفاده هوشمندانه تهيه کننده اش از حاشيه های بوجود آمده پيرامون فيلم و جنجالهايی که کارگردان محترم در جريان جشنواره بيست وپنجم به راه انداخت ، بلافاصله بعد از جشنواره اکران شد و تا کنون قريب به يک و نيم ميليارد تومان فروش داشته است !!! ضمن آنکه سی دی قاچاق اين فيلم هم وارد بازار شده . به خاطر برخوردهای نامناسب و فرصت طلبيهای کارگردان ، من اين فيلم رو تحريم کردم و نديدم ! بنابراين با اينکه خيلی حرف دارم که بزنم ولی سعی می کنم درباره فيلم اظهار نظر نکنم ! هر چند وقتی نظرات مختلف تماشاگران فيلم ، حتی کسانيکه بسيار از تماشای فيلم لذت بردند و به قول خودشون کلی هم خنديدند رو شنيدم ، اکثرا يک نظر واحد داشتند : (( فيلم فاقد هرگونه ارزش هنری و محتوای خاص است ! )) به هر چه خوسحال باشيم و چه ناراحت ، مردم عزيز برای اين فيلم سر و دست شکستند و آقای ده نمکی هم در يک اظهار نظر جديد فرمودند : (( اگر وزارت ارشاد اجازه بدهد ، اخراجی های 5/1 را با اضافه کردن دقايقی که در تدوين نسخه حاضر از آن حذف کرديم روانه اکران خواهم کرد تا جوابی باشد به پخش کنندگان سی دی غير مجاز فيلم .! )) و علی سرتيپی ( پخش کننده " اخراجی ها " ) گفته : (( به منظور مبارزه با قاچاقچيان فيلم ، نسخه مجاز و رسمی اين اثر تا اواسط ارديبهشت ماه روانه بازار نمايش خانگی خواهد شد ! )) ضمن اينکه پيش بينی می شود اکران فيلم تا خرداد ماه ادامه داشته باشد . شعبده باز بدون شک يکی از بهترين و شاخص ترين فيلم های خارجی بنمايش در آمده در ايران طی چند سال گذشته ، همين فيلم " شعبده باز " ساخته " نيل برگر " و محصول سال 2006 دو کشور آمريکا و چک است .
اين فيلم که اگر به خاطر داشته باشيد قبلا هم به عنوان يکی از بهترين فيلم های خارجی جشنواره 25 معرفيش کردم ، از ابتدای فروردين ماه 86 در سانس 22:30 سينما فرهنگ به روی پرده رفته و با توجه به استقبال خوب تماشاگران ، ظاهرا صاحب چند سالن نمايش ديگر از جمله سيما سپيده ، ايران و کانون شده و نمايش آن هم چنان ادامه دارد . ادوارد نورتن – جسيکا بيل و پل جياماتی بازيگران اصلی شعبده باز هستند . داستان بسيار جذاب در قالب روايتی پر کشش به همراه فيلمبرداری چشم نوار و موسيقی بسيار شنيدنی از نکات برجسته اين فيلم به شمار می روند . توصيه می کنم تا دير نشده حتما اين فيلم تماشايی را ، روی پرده سينما ببينيد .!
|