تبليغاتX
حضور
حضور
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست.....که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست

(( از آفتابگردان بیاموزیم ))

 

گل آفتابگردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا. ما همه آفتابگردانیم . اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی ، دیگر آفتابگردان نیست .

 

آفتابگردان کاشف معدن صبح است و با سیاهی نسبت ندارد .

 

اینها را گل آفتابگردان به من گفت و من تماشایش می کردم که خورشید کوچکی بود در زمین که هر گلبرگش شعله ای بود و دایره ای داغ در دلش می سوخت .

 

آفتابگردان به من گفت : (( وقتی دهقان بذر آفتابگردان را می کارد ، مطمئن است که او خورشید را پیدا خواهد کرد . آفتابگردان هیچ وقت ، چیزی را با خورشید اشتباه نمی گیرد ، اما انسان همه چیز را با خدا اشتباه می گیرد .

 

آفتابگردان راهش را بلد است و کارش را می داند . او جز دوست داشتن آفتاب و فهمیدن خورشید کاری ندارد . او همه زندگیش را وقف نور می کند . در نور به دنیا می آید و در نور می میرد ، نور می خورد و نور می زاید .

 

دلخوشی آفتابگردان تنها آفتاب است . آفتابگردان با آفتاب آمیخته است و انسان با خدا . بدون آفتاب ، آفتابگردان می میرد و بدون خدا ، انسان . ))

 

او ادامه داد : (( روزی که آفتابگردان به آفتاب بپیوندد دیگر آفتابگردانی نخواهد ماند و روزی که تو به خدا برسی ، دیگر (( تویی )) نمی ماند . من فاصله هایم را با نور پر می کنم ، تو فاصله ها را چگونه پر می کنی ؟ ))

 

آفتابگردان این را گفت و خاموش شد . گفت و گوی من و آفتابگردان نا تمام ماند . او در آفتاب غرق شده بود . جلو رفتم بوییدمش ، بوی خورشید می داد و آخرین صحبت هایش هنوز در گوشهایم طنین انداخته بود : (( نام آفتابگردان همه را به یاد آفتاب می اندازد . نام انسان آیا کسی را به یاد خدا خواهد انداخت ؟ ))

 

آن وقت بود که شرمنده از خدا رو به آفتاب گریستم . . .

 

من گل آفتابگردانم

از تو روی بر نمی گردانم

|+| نوشته شده توسط فرهاد رستمی در سه شنبه 1386/03/22 ساعت |

پاسخ به یک دعوت
 

افراد تاثیر گذار زندگی من

 

هفته گذشته ، یکی از دوستان بسیار عزیز و صمیمی از طریق وبلاگش " راز نو " تعدادی از دوستان رو دعوت به نوشتن مطلبی با موضوع " اثرگذار ترین اشخاص در زندگی ما " کرد ، که من هم در لیست مدعوین قرار داشتم ! وقتی کمی روی موضوع فکر کردم ، به نظرم ایده بسیار جالبی آمد و ما حصل این تفکر تبدیل شد به آنچه که در ادامه می خوانید :

 

1-     پدر ومادرم

بدون شک هر فرزندی در تمام دوران زندگی خود تاثیر پذیری بسیار زیادی از والدینش دارد. اما غیر از تمام چیزهایی که که طی این سالخا از خانواده کسب کردم ولی باز هم پدر و مادر در مواقع بسیار حساس زندگی نقش بسزایی در شکل گیری آینده من داشتندو در هر مرحله زمینه ساز اتفاق بزرگی در زندگی من شدند! هیچ وقت تلاش مادرم رو برای انتخاب رشته دانشگاه و تشویق به ادامه تحصیل رو در تمام دوران فراموش نمی کنم و اما همراهی و دلسوزی پدرم در زمینه ورزش و ورود به عرصه داوری که اگر این همراهی نبود ، فکر نمی کنم امروز در جایگاه کنونی قرار می داشتم.!

                                                                

2-     آقای ذوقی

در طول دوران تحصیل در مدرسه و دانشگاه ، معلمان و اساتید بسیاری در جهت رشد و تعالی من تاثیر گذار بودند ، اما فضایی که آقای ذوقی دبیر کلاس بینش اسلامی و مربی تربیتی سال اول دبیرستان برای من بوجود آورد حکایت دیگری دارد ! نه تنها در بحث درسی و کلاسی مطالب بسیار زیبایی یاد گرفتم ، در زمینه فعالیت های فرهنگی و هنری هم به شناخت و بروز توانائیهای خود رسیدم . ضمن اینکه حضور آقای ذوقی در زندگی من فقط به سال اول دبیرستان محدود نشد و حتی چندین سال بعد که در کسوت معلم مشغول به تدریس شدم ، چیزهای بسیار ارزشمندی در زمینه های رفتاری ، کاری و حتی اصول زندگی خوب ار وی آموختم .

 

3-     آقای محسن افشار

مدیر دوره دبیرستان با اجازه دادن به حضور دانش آموزانی چون من در عرصه فعالیت های مختلف مدرسه ، زمینه ساز شکوفا شدن استعدادهای مدیریتی و کاری فوق العاده ای برای من شد و باز هم این اتفاقات محدود به همان دوره چهارساله دبیرستان نشد ! بعد از ورود به دانشگاه به دعوت آقای افشار به دبیرستان بازگشتم ولی این بار برای کار در یک محیط فرهنگی . اعتماد ایشان و سپردن کلاسهای دوم و سوم دبیرستان آن هم در رشته ریاضی به جوانی که فقط دو ، سه سال از شاگردان این کلاسها بزرگتر بود و هیچ تجربه ای در مقوله تدریس نداشت ، باعث شد تا به رشد و تجربیات گرانبهایی برسم و مسیر جدیدی در زندگی برایم نمایان شد .!

 

4-     آقای علی خسروی

سال 1377 وقتی در کلاس داوری درجه 3 شرکت کردم و استاد خوش اخلاقی وارد کلاس  شد و خود را " علی خسروی " معرفی کرد ، اصلا تصور نمی کردم روزی به یکی از افراد تاثیرگذار زندگی من تبدیل شود ! به غیر از یادگیری مسائل فنی و تجربی در زمینه داوری فوتبال ، مطالب بسیار ی از او آموختم و تلاش ایشان برای آشنایی من با مقوله ورزش بسیار ستودنی است ، چه بسا اگر " علی خسروی " نبود وقتی برای اولین بار در آزمون آمادگی جسمانی مردود شدم ، هیچ گاه به عرصه ورزش باز نمی گشتم ! ولی حضور استادی چون او باعث شد تا یکسال تمام در سرما و گرما به طور مداوم و هفته ای سه جلسه تمرین کنم و در پایان در آزمون آمادگی جسمانی پذیرفته شده و به جرگه داوران بپیوندم . " خسروی " برای من نه فقط یک معلم دلسوز بلکه فردی بزرگوار با روحی متعالی است که هر روز چیزهای بیشتری از او یاد می گیرم .

 

5-     سروان ایرج افشار

وقتی برای رفتن به خدمت سربازی آماده می شدم به خودم می گفتم : ((من به اندازه کافی از خانواده دور بودم ، کار کردم ، سفر رفتم و خلاصه کلی تجربه دارم ، در این دوران به غیر از آنکه زمان را از دست بدهم چه چیز دیگری عاید من می شود ؟!! )) با ورود به پادگان آموزشی شهید ادیبی نیروی انتظامی واقع در شهرستان مرزن آباد ( در نزدیکی چالوس ) تمام ذهنیاتم عوض شد ! "سروان افشار" فرمانده گروهان ما در مرکز آموزش بود . وقتی به عنوان منشی فرمانده مشغول به کار شدم ، دیدگاه بسیار جدیدی نسبت به همه مسائل جاری پیدا کردم ! فرمانده سختگیری که در عین حال بسیار دلسوز ، با هوش و زیرک بود ونزدیک به دو ماه مجاورت با ایشان تجربیات بسیار گرانبهایی نصیب من کرد و به جرات می توانم بگویم که : آموخته های او به من ، نقطه عطفی در زندگیم به شمار می رود.!

 

6-     استاد حورایی

بعد از پشت سر گذاشتن فراز و نشیب های بسیار در اسفند ماه 1385 به توصیه دوستان در کلاسی تحت عنوان " N.L.P و موفقیت " ثبت نام کردم . طی ده روز زمان برگزاری کلاس به قدری تحت تاثیر مطالب وبیان بسیار زیبای " استاد حورایی " قرار گرفتم که هر روز مشتاق تر و پیگیرتر در کلاس حاضر می شدم . البته این اثر فوق العاده فقط مربوط به زمان کلاس و آموزش یکسری مطالب علمی نبود بلکه دریچه تازه ای در زندگی به رویم گشوده شد و به درک حقایق معنوی بسیار ارزشمندی نائل شدم و همین طور توفیق عمل به این یافته ها و باورهای قلبی را پیدا کردم .

 

توضیح : اگر میخواستم در مورد تمام کسانی که  طی این 27 سال به نوعی در زندگی من اثر گذار بودند ، صحبت کنم ، لیست بلند بالایی فراهم میشد که شاید از حوصله شما خارج بود ! بنابراین سعی کردم با دقت و وسواس زیاد گلچینی از بهترینها را برای شما عنوان کنم .

  

 

|+| نوشته شده توسط فرهاد رستمی در سه شنبه 1386/03/08 ساعت |