|
فارغ التحصیل رشته مهندسی برق - مخابرات هستم و در حال حاضر تدریس در آموزشگاههای کنکور پیشه موقت من است . اما " حضور " مجالی است برای پرداختن به دغدغه های ادبی ، هنری و از همه مهمتر حسی و اعتقادی ام . تا چه مقبول افتد و چه در نظر آید
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
بهمن 1386
آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 جستجو
پیوندها
چند قدمی با اندیشه و خیال
شمیم عشق راز نو خروسك بارباماما فرياد زير آب علیرضا به تماشای آبهای سپید :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
حضور
سر ارادت ما و آستان حضرت دوست.....که هر چه بر سر ما میرود ارادت اوست وقایع اتفاقیه " اصلاچه معنی داره که شما وبلاگتون رو بروز نمی کنید ؟ " همین یک سئوال باعث نوشتن دوباره من بعد از مدتها شد ! چند هفته ای میشه که اصلا سراغ " حضور " نیومدم و حتی به عنوان بازدید کننده هم به وبلاگ خودم سر نزدم که البته دلایل مختلفی داشت . مدتهاست که با خودم فکر می کنم : حالا مطلب بنویسم که چی بشه ؟! مگه این مطالب برای کسی هم جالب و یا مفیده ؟! هر چند ، گاهی اوقات نظرات دوستان ، من رو به ادامه نوشتن تشویق میکنه ولی در بسیاری مواقع احساس می کنم کار مفیدی انجام نمیدم !!! شاید هم این احساس ، توجیهی برای تنبلی خودم باشه ! به هر حال ، قرار گرفتن در روزهای پایانی خدمت سربازی ، جستجو ورایزنی برای اشتغال به کار ، کلاس ۴ روزه توجیهی داوران فوتبال برای لیگ کشور در فصل ۸۶-۸۷ و پشت سر گذاشتن تمرینات سخت آماده سازی بدنی برای تست های آمادگی جسمانی ، تنها بخشی از دغدغه ها و مشغولیت های چند هفته اخیر من بوده که همه این موارد به اضافه کمی تنبلی باعث شده چند هفته ای ننویسم ، با و جود اینکه مطالب زیادی توی ذهنم بود که دربارش با شما حرف بزنم : از کنسرت استاد شجریان گرفته تا روزیکه بالاخره این لباس نظامی هم به درد ما خورد ! شاید هم مطالب بعدی رو به این موارد اختصاص دادم !
بزرگترین قدرت عالم قدرت عقل است بنابراین همه چیز در دستان خود ماست و فردا همان خواهیم شد که امروز می اندیشیم خدایاچنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی و ما رستگار
|